به نام خدای سبزم

ساعت یک شبه و در حالی که شدیداْ ذهنم مشغول یه آپ بود که به مناسبت ۲۹ فروردین ۱۳۹۱ چی بنویسم و چطور احساس خودمُ از اون روز کذایی روی کاغذ بیارم، که یهو این آیه قرآن رو انگار یکی توی گوشم خوند.

غیرالمغضوب علیهم ولا الضالین

نمیدونم دیوونه شدم یا حقیقت داشت . در این لحظه که همه خوابن! کسی هم نماز نمی خونه اما به خدا من این آیه رو شنیدم . بعد از شنیدن این آیه به یاد خوابی افتادم که توی عید ۹۲ ذهنمو تا مدتها درگیر کرد انکار فقط به من اجازه ورود به خونه ی خدا داده شده بود . وارد شدم، سجده کردم در حالیکه اشک میریختم مرتب خدا رو شکر می کردم که اون آرزویی که عید سال ۹۰ درست زمانیکه کنار خونه ی خدا خودم رو به کعبه چسبونده بودم و از ته قلبم می خواستم که خدا بزرگترین آرزوم رو برآورده کنه ... اون آرزو هیچوقت برآورده نشد و حالا در سال ۹۲ من موندم و خدایی که برام داره بهترینها رو رقم میزنه .

واقعا خواب عحیبی بود .. عین واقعیت!

 اگر می خواهید زندگیتون به معنای واقعی تغییر کنه به وبلاگ زیر مراجعه کنید و به مطالب اون عمل کنید

http://secretstories.blogfa.com/