ترم شیش دیگه به اوج خودم رسیده بودم ....هر چی هم اطرافیان بهم میگفتن حسنا خیلی چاق شدی اصلا انگار نه انگار.... یعنی یه فیلمایی طاهره ازم گرفته ( موقع هایی که میخواستم برم دانشگاه) که وقتی نگاشون میکنم دل درد میگیرم از خنده....همیشه هم تهدیدم میکنه اگه اذیتم کنی (من اگه یه روز سر به سر دوستام نمیزاشتم  روزم شب نمیشد)میرم میزارمش تو اینرنت هاااا.کلی جالبه ...یه بساطی داشتم موقع حاضر شدن که نگووووو!!! هر بار میرفتم تو اینه نگاه خودم میکردم فقط میگفتم خاک بر سرم چه قد چاق شدم.....بعد دوباره میرفتم یه بغل تنقلات میگرفتم

کار هر شبمون شده بود اینکه اخر شبا پریسا یه قابلمه بزرگ پفیلا درست کنه بخوریم که با تاکید من که پری چون قربون دستت چرب و شور باشه...روغن همین جوری چیک چیک ازش میریخت!...اصلا یه وضی بود باید میدین ... بعد اون موقع ها ما ۱۰ نفر بودیم هممونم مینشستسم پای یه سفره و دیگه حدود گاهی یک ساعت و نیم پای سفره بودیم .... میدونین که وقتایی هم که دور هم باشیم  متوجه حجم غذا و احیانا خاکی که داره بر سرمون میشه نیستیم....

فکر کن این نهار و شام بود...صبونه ها هم موقع هایی که همه بودن ده و یازده صبح میخوردیم گاهی تا ساعت ۱۲ ظهر طول میکشید....یعنی سر سفره همه یادخاطره هاشون میفتادن....اصن یه وضی!!!

دیگه کوتاهش کنم که انگشت به دهن میمونین اگه بخوام بگم!!!!

خلاصه یه روز از روزای خوب خدا که دقیقا یادمه اوایل تیر ماه بود من امتحان داشتم  یهو یکی از دخترای دانشگاه  که خیلی ادعای زیبایی و کلاس داشت برگشت بهم گفت....حسنا وای چه قد گرد شدی منو میگی نزدیک بود منفجر شم گفتم اره رعایت نمیکنم....

اومدم خوابگاه بچه ها داشتن صبونه میخوردن با عصابانیت مقنعه مو انداختم یه گوشه که فرشته گفت چی شد ؟امتحانت بد شد؟گفتم نه خیر خانوم فلانی برگشته بهم میگه گرد...همه هر هر زدن زیر خنده...گفتن ما که بهت گفتیم گوش نمیدادی!!!حالا غریبه باید بهت بگه...گفتم اگه ادم باشم لاغر میشم....

و شد انچه که باید......هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا....من در عرض سه ماه ۱۲ کیلو کم کردم....

پس چی فکر کردین...اول مهر که رفتم دانشگاه یعنی همه شاخ دراورده بودن طفلکیااااااا...انقد حال داد

الان دو ساله که من رژیم گرفتم و اصلا هم برنگشته.....البته خیلی زحمت کشیدمااااااا...خیلی...گاهی که یه کیلو احیانا زیاد میکنم سریع رعیت میکنم که دوباره چاق نشم...خوب البته باید بگم من هنوزم شبا شام نمیخورم هاااا...

تازه رفتم باشگاه مربیه کلی حال کرد گفت قد و وزنت خیلی بهم میان...دوستمم که بعد دو سال دیده بودمش کلی ذوق کرد ...گفت حسنا ای ول به اراده ت ....بعله ...بعله ... تازه هی اونجا بهم میگن تو ورزش لازم نداری 


 

یعنی به عمرم انقد برای خودم ذوق نکرده بودم که بعد رژیمم ذوق کردم...