سقف؟؟
تازه از راه رسیده بودم و بعد یه خوش و بش کوتاه ازش پرسیدم دادا(مادربزرگم دادا صدا میکنیم) چه خبر از خاله؟
مادربزرگم چون بیشتر با زبان کردی حرف میزنه وقتی میخواد فارسی حرف بزنه چند تا کلمه رو اشتباهی میگه یا اینکه کردی و قاطی فارسی میکنه....کلا عاشقشمممممم
-گفت والا الان اینجا بود اما زود رفت گفت میخوام برم ســــقف ![]()
گفتم کجا؟ گفت سقف دخترم سقف![]()
هی داشتم با خودم فکر میکردم خدا خاله چرا رفته سقف؟اخه مگه میشه؟نکنه لامپی چیزی سوخته خواسته درست کنه بعد گفتم شاید منظور دادا پشت بومه![]()
گفتم دادا خاله رفته پشت بوم؟
گفت دخترم پشت بودم چرا بره اخه؟؟؟ رفت سقف...گفتم اخه چرا رفته سقف؟گفت خوب دوست داره برای خودش اونجا مَلِه (کردی کلمه شنا) میکنه و میگه برای روحیه خوبه.....![]()
فهمیدم منظورش استخره....![]()
یعنی همون لحظه پا شدم رفتم تو اتاق و ایییی بخند...ایییی بخند![]()
مادربزرگم چون بیشتر با زبان کردی حرف میزنه وقتی میخواد فارسی حرف بزنه چند تا کلمه رو اشتباهی میگه یا اینکه کردی و قاطی فارسی میکنه....کلا عاشقشمممممم
یعنی من یه روز خونه خودمونم یک روز اونجام...مدام زنگ میزنه میگه بیا خونه ما...تنها نشین توخونه...قربونش برم ![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر ۱۳۹۲ ساعت 18:0 توسط حسنا
|
مهربان خدای دنیا سپاسگذارم که به همه لحظاتم عاشقانه نگاه میکنی.